صفي الرحمان مباركفوري ( مترجم : محمد بهاء الدين حسينى )

351

الرحيق المختوم ( باده ناب ) ( فارسي )

( 1 ) پيامبر ، روزهاى : يكشنبه [ روز حركت ] ، دوشنبه ، سه شنبه ، و چهار شنبه / 8 ، 9 / 10 و 11 ماه شوال سال سوم ه . در حمراء الاسد ، ماندگار شد و سپس به مدينه بازگشت . پيامبر ، ابا عزهء جمحى را كه از اسراى بدر بود - به دليل مستمندى و داشتن دختر فراوان و به شرط اين كه كسى را عليه مسلمانان نشوراند - آزاد نمود ؛ اما او پيمان را ناديده گرفت و خيانت ورزيد و با سرودن اشعارش مردم را عليه پيامبر و مسلمانان واداشت و همراه جنگجويان مكه به احد آمد و دوباره اسير گشت . گفت : اى محمد ! مرا ببخشاى و بر من منت گذار و به خاطر دخترانم آزادم كن . به شما قول مىدهم كه اين رفتار را تكرار نكنم . پيامبر فرمود : « ديگر مكه را نخواهى ديد كه بگويى : دو بار محمد را فريب داده‌ام . انسان با ايمان نيز دو بار از سوراخى گزيده نمىشود . » به زبير - ع - يا عاصم پسر ثابت دستور داد ، گردنش را زد . ( 2 ) و همچنين حكم اعدام معاويه پسر مغيره پسر ابى العاص ، نياى مادرى عبد الملك پسر مروان ، يكى از جاسوسهاى مكه را صادر فرمود كه داستان از اين قرار است : وقتى مشركان از احد بازگشتند و پيامبر به مدينه آمد ، اين شخص ( معاويه ) ، نزد عثمان بن عفان - رض - آمد و او از پيامبر برايش امان خواست . حضرت ، معاويه را بيشتر از سه روز امان نداد و گفت : اگر بيش از اين مدت در مدينه بماند ؛ كشته مىشود . اما وقتى لشكر از مدينه ، براى تعقيب بت‌پرستان مكه به حمراء الاسد بيرون رفت و او شهر را خلوت ديد ، بيشتر از سه روز ماندگار شد و براى قريش خبرچينى كرد . وقتى مسلمانان [ از حمراء الاسد ] بازگشتند ، او پا به فرار نهاد . پيامبر ، زيد پسر حارثه و عمار ياسر را به دنبالش فرستاد . او را گرفتند به سزاى اعمال ننگينش رسانيدند . « 1 » ( 3 ) بىترديد غزوهء حمراء الاسد ، مستقل نبود ، بلكه تتمّه و بخشى از احد به حساب مىآيد . اين ، نبرد احد و همهء مراحل و تفاصيل آن است . چه بسا محققان پيرامونش گفتگو كرده‌اند كه آيا نبرد احد شكست به حساب مىآيد يا خير ؟ آن چه كه مسلّم است ، تسلط نظامى در مرحلهء دوم از آن بت‌پرستان مكه بود كه بر ميدان نبرد ، پيروز گشتند و آسيب روحى و جسمى سنگينى بر مسلمانان وارد آوردند . مسلمين شكست خوردند و اختيارات جنگ در دست

--> ( 1 ) - تفصيل اين غزوه را از كتابهاى : ابن هشام ، زاد المعاد ، فتح البارى مختصر سيرهء پيامبر و . . . گرفته‌ام .